<>

عبد منیب

عبد منیب

سلام
محسن توکلی دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم.
این وبلاگ به منظور خدمتی به اهل ایمان و عمل و در راستای نشر معارف بلند اسلام عزیز منتشر شده است. مطالب را با موضوعاتی که در پایین این صفحه مشخص شده آورده ام و قصدم این است که از انتشار مطالبی که خود فهم نکرده ام و همچنین مطالب سایر نویسندگان حتی الامکان خودداری کنم و در واقع به نوبه خود به تولید اثر بپردازم و در صورت نقل مطلب از جایی، مأخذ را ذکر کنم. لطفا مرا از نظرات خویش بهره مند سازید.

آخرین نظرات

۲۳ مطلب با موضوع «سخن ها» ثبت شده است

به نام خدا   

    در یکی از کشورهای غربی زنی مسیحی به آیین اسلام مشرف شد. در ابتدا به مذهب اهل تسنن در آمد و بعد از مدتی شیعه شد. از وی در مورد علت  شیعه شدن پرسیدند. گفت: من وقتی قرآن می خواندم متوجه شدم که خداوند بعد از حضرت موسی(علیه السلام) دوازده نفر را جانشین و نقیب کرد.(المائده/12) بعد از حضرت عیسی نیز دوازده نفر جانشین ایشان و جزء حواریون  بودند. بنابراین به این نتیجه رسیدم که سنت خداوند این است که جانشین پیامبران بزرگ الهی دوازده نفر باشند و به دنبال این عدد در جانشینان بعد از حضرت محمد(ص) بودم تا اینکه متوجه شدم شیعه معتقد است که جانشینان پیامبر اسلام دوازده نفرند. به همین خاطر شیعه شدم.

   جالب است که در معتبرترین کتب اهل سنت نیز روایاتی وجود دارد که جانشینان حضرت محمد(ص) را دوازده نفر می داند. از جمله بخاری از محمد بن مثنی از غندر از شعبه از عبد الملک می آورد که شنیدم از جابر بن سمره که گفت: از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: «دوازده فرمانده خواهند آمد» و سپس سخنی فرمود که نشنیدم. آن گاه پدرم گفت: ایشان فرمود: «همه شان از قریش هستند.» (صحیح بخاری، ج8، ص127، ح7223) این حدیث در صحیح مسلم به طرق دیگری با کمی اختلاف آمده است و از جمله در یک مورد آمده: "اسلام همچنان با دوازده خلیفه عزیز خواهد بود ...." (صحیح مسلم، ج6، ص3)

یکی از برکات سفر امسال به مشهد مقدس شنیدن این حدیث و این داستان واقعی از زبان آیت الله العظمی جعفر سبحانی در رواق امام خمینی بارگاه ملکوتی امام رضا(علیه السلام) بود. ایشان از متکلمان بزرگ شیعه هستند وحدیث را از صحیح بخاری و داستان را مستقیم به نقل از دوستشان آوردند که با آن زن مصاحبه کرده بود.


۳ نظر ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۲۴
محسن توکلی

به نام خدا

    شنیده بودم و شاید از قول دیگران بارها نقل کرده بودم که مولای ما امیر مومنان علی (علیه السلام) روزی هزار رکعت نماز می خوانده اند. سوال یک دوست سبب شد که دوباره به مستند این قضیه که یک حدیث است مراجعه کنم و چون در مورد ماه مبارک رمضان است آن را برای شما اینجا قرار دهم. مسلما نماز در میان عبادات جایگاه ویژه ای دارد؛ به طوری که در قرآن کریم به خاطر اهمیتش در کنار سایر عبادات جداگانه مطرح شده است( قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین(الأنعام/162) : بگو نماز و عباداتم و زندگی و مرگم تنها برای الله پروردگار جهانیان است.)

در این حدیث آمده است که حضرت در اواخر عمر مبارکشان چنین بوده اند. حدیث را شیخ کلینی در کافی به صورت زیر آورده اند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِیرٍ مَا تَقُولُ فِی الصَّلَاةِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ:

 لِشَهْرِ رَمَضَانَ حُرْمَةٌ وَ حَقٌّ لَا یَشْبَهُهُ شَیْ‏ءٌ مِنَ الشُّهُورِ، صَلِّ مَا اسْتَطَعْتَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّیَ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ أَلْفَ‏ رَکْعَةٍ فَافْعَلْ؛ إِنَّ عَلِیّاً (ع) فِی آخِرِ عُمُرِهِ کَانَ یُصَلِّی فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ أَلْفَ‏ رَکْعَةٍ، فَصَلِّ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ زِیَادَةً فِی رَمَضَانَ.

فَقُلْتُ: کَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ:

 فِی عِشْرِینَ لَیْلَةً تُصَلِّی فِی کُلِّ لَیْلَةٍ عِشْرِینَ رَکْعَةً؛ ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ قَبْلَ الْعَتَمَةِ، وَ اثْنَتَا عَشْرَةَ رَکْعَةً بَعْدَهَا، سِوَى مَا کُنْتَ تُصَلِّی قَبْلَ ذَلِکَ، فَإِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ فَصَلِّ ثَلَاثِینَ رَکْعَةً فِی کُلِّ لَیْلَةٍ، ثَمَانِیَ رَکَعَاتٍ قَبْلَ الْعَتَمَةِ، وَ اثْنَتَیْنِ وَ عِشْرِینَ رَکْعَةً بَعْدَهَا سِوَى مَا کُنْتَ تَفْعَلُ قَبْلَ ذَلِکَ.                                                                                                            (الکافی، ج4، ص154)

ترجمه: 

ابو بصیر به امام صادق(ع) عرض  کرد: در مورد نماز در ماه مبارک رمضان چه می فرمایید؟ فرمود:

ماه رمضان احترام و حقی دارد که هیچ یک از ماهها به پای آن نمی رسد. هر چه می توانی در این ماه به طور مستحبی نماز بخوان. اگر می توانی در هر شب و روز ماه مبارک رمضان هزار رکعت نماز بخوانی این کار را بکن زیرا علی علیه السلام در هر شب و روز در اواخر عمرش هزار رکعت نماز می خواند. پس ای ابا محمد تو در ماه رمضان زیاد نماز بخوان.

گفتم: چقدر فدایت شوم؟ فرمود:

در بیست شب اول در هر  شب بیست رکعت نماز بخوان. هشت رکعت قبل از نماز عشا و دوازده رکعت بعدش. به جز آن مقداری که قبلا انجام می دادی. اما در ده شب آخر در هر شب سی رکعت نماز بخوان. هشت رکعت قبل از نماز عشا و بیست و دو رکعت بعدش. به جز آن مقداری که قبلش انجام می دادی.

جالب است در این حدیث امام صادق(علیه السلام)برای درستی این کار به امیر المومنین علی (علیه السلام)  ارجاع می دهند. یعنی ملاک در هر کاری علی است! 

۰ نظر ۰۹ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۸
محسن توکلی

به نام خدا

     در خطبه هشتادم نهج البلاغه از زبان امیر المومنین (علیه السلام) به این مضمون نقل شده که زنان در ایمان و بهره اقتصادی و عقل نقص دارند چون آنها در ایام عادت ماهانه نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند و شهادت دو زن مانند شهادت یک مرد است و ارث زنان نیز نصف ارث مردان است. 

شخصی به نام مرتضی در مورد این حدیث جواب خواسته. هر چند این مرتضای تقلبی، معاند است و قصد دارد به قول خودش ضربه ای به پیکره نهج البلاغه و از این طریق به شیعه و مدعیاتش بزند؟! و آب به آسیاب دشمن بریزد اما بالاخره سوال کرده و قرآن می فرماید "وأما السائل فلاتنهر". از طرف دیگر برای هر کسی که این خطبه را شنیده باشد سوال بوجود می آید که این کلام چگونه از زبان امیر المومنین علی (علیه السلام) جاری شده، کسی که قرآن ناطق است و نشان آن، کلام زیبا و شیوای او در نهج البلاغه است. کسی که سرچشمه جکمت و دانش است، چگونه گفته که زنان چنین و چنانند؟! مگر فاطمه، دختر رسول خدا (علیهما السلام)، همسر او نبود و فاطمه بنت اسد(علیها سلام) مادرش و زینب (سلام الله علیها) دخترش؟! مگر او نیست که در نامه 31 نهج البلاغه می فرماید: زن گل است نه خدمتکار؟!  

این سؤال را یکی از دانشجویان دختر نیز چند وقت پیش در دانشگاه آزاد از بنده کرد و گفت دوست من میگه به خاطر خطبه هشتاد دیگه نهج البلاغه ای را که خیلی هم دوست داشتم نمی خوانم. من آنجا به ایشان و سایر دوستانشان نکته ای کلی در پاسخ این سوال گفتم و آن اینکه همانطور که قرآن شأن نزول و محکم و متشابه دارد، احادیث اهل بیت (علیهم السلام) نیز چنینند. و بعد در مورد "محکم و متشابه" و "شأن نزول" که البته در مورد احادیث تعبیر به "مورد صدور" می کنند، توضیحاتی دادم. اما در اینجا مطلب را جور دیگری و آسان تر برای همه دوستداران امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می گویم:

در مورد خطبه هشتادم نهج البلاغه بحث زیاد شده و برخی این خطبه را از امیر المؤمنین(ع) نداسته اند. یادم است یکی از اساتید ادبیات عرب می فرمودند که من این خطبه را در کتاب "البیان والتبیین" جاحظ (از ادبای قرن دوم و سوم هجری) یافتم و این خطبه از حضرت علی(ع) نیست.

اما به نظر بنده بهتر است به تشخیص سید رضی(ره)، جمع آورنده نهج البلاغه، که خود ادیب و اسلام شناس بزرگی بوده اعتماد کنیم و بگوییم که اتفاقا این خطبه از امیر مؤمنان(ع) است با این توضیح که همان طور که خدای متعال از گفتن حق حیا نمی کند(آیه 25 سوره مبارکه بقره) امیر مومنان نیز چنینند و اصلا خدای متعال به همین خاطر این خاندان را پیشوا و امام قرار داده است. آنان به جای آنکه همانند برخی از مصلحان دروغین اجتماعی وقتی جلوی زنان قرار گرفتند مجیزگویی زنان را بکنند و آنقدر ببافند که زن را در رسیدن به کمالات بالاتر از مرد بدانند و در جلسات خصوصیشان با مردان، زنان را پایین تر از مردان و در کنار آب و غذا معرفی کنند، این بزرگواران حقایق را دیده و بیان کرده اند. دراینجا چیزی که هست این است که زن عادت ماهانه دارد و در این دوران از نماز و روزه باز می ماند. زن مسلما غلیان احساساتش از مرد بیشتر است و لذا شهادت دو زن در جایی که امکانش باشد لازم است. هر دو مورد می تواند سبب نقص زن شود. اگر زن خود را از عبادات خاص همچون قرائت قرآن و جلسات ذکر و دعا و همچنین از عبادات عام مثل انجام دادن هر عملی که رضای خدا در آن است به قصد تقرب الهی مثل تربیت فرزند، خانه داری، شوهر داری، وظایف اجتماعی و ... دور کند ایمانش ضعیف خواهد شد و همچنین اگر زن تنها بر احساسات خود سوار شود، از علم آموزی خود را دور کند، اندیشیدن را تمرین نکند و احساسات خود را در جای خود به کار نگیرد و به جای کسب کمالات، تنها و تنها به جمال خود توجه داشته باشد عقل او نقصان می یابد. در مورد مسائل اقتصادی نیز به جای نیمی از ارث، خدای متعال مهر و نفقه را برای او قرار داده که اگر زن این دو مورد را هدر دهد در بهره اقتصادی نیز ناقص می شود. پس این حدیث بیش از اینکه به کار مردان بیاید به کار زنان می آید و باید آن را قدر بدانند و مواظب خود باشند و نعمت ولایت را شاکر باشند که حق را بیان می کند و ما را از غفلت بیرون می برد. زن و مرد مشترکات بسیاری دارند و طبعا هر دو نقطه ضعفهای مشترک هم دارند که باید خود را تحت تربیت الهی قرار دهند و خود را رشید و بالنده کنند و به سعادت برسند. مسلما وقتی قرآن می گوید انسان کفور(ناسپاس)، ظلوم(ستمگر)، هلوع(کم ظرفیت)، عجول، یئوس(زودرنج) و قتور(بخیل) است زن و مرد هر دو را شامل می شود که منظور زن و مرد تربیت نشده است. به قول استاد مطهری(ره) انسان بالفعل انسان خلق نمی شود بلکه باید انسانیت خود را کسب کند. و از آنجا که زن و مرد تفاوتهایی هم دارند بنابراین نقطه ضعفهای متفاوتی هم دارند. مردها جور دیگری ایمان و عقل و اقتصادشان نقص می گیرد. مرد بد اخلاق، متکبر و بی تدبیر، هم ایمانش نقص دارد و هم عقل و اقتصادش که چون حدیث در مقام بیان آن نبوده در اینجا ذکر نشده و در روایات دیگر ذکر شده است. در واقع در این روایت که بعد از جنگ جمل واقع شده، حضرت نگاهی به زنانی که جاهلیتِ مردان آنها را از حقوقشان از جمله علم و اندیشه و ثروت باز داشته انداخته اند و وصف زنانی را کرده اند که نتوانسته اند همچون فاطمه (سلام الله علیها) و برخی دیگر از زنان عقل و ایمان خود را بالنده کنند. 


۱۰ نظر ۰۲ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۱۱
محسن توکلی

به نام خدا

خدای متعال در آیه 21 سوره مبارکه احزاب می فرماید که رسول خدا برای همه کسانی که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را بسیار یاد می کنند سرمشق و الگوست. طبعا اولین کسی که پیامبر اکرم (ص) را الگوی خود قرار داد امیر المومنین علی(علیه السلام) بود. در قسمتی از خطبه 160 نهج البلاغه خود حضرت به یک درس از درسهایی که از پیامبر گرفته اند اشاره کرده اند. ما معمولا چنین احادیثی را با لطائف الحیلی توجیه می کنیم و از عمل کردن به آنها سرباز می زنیم. مسلما برای عمل به این حدیث نباید پیراهن وصله دار پوشید اما آیا کسی که چند میلیون وسیله تزیینی در خانه دارد و ماشین چند صد میلیونی سوار است می تواند بگوید من به این حدیث عمل کرده ام؟! دلیل ساده زیستی را نیز خود حضرت در یک جمله زیبا گفته اند: «صبحگاهان رهروان شب ستایش می شوند»؛ یعنی ساده زیستی سبب سرعت کار  ما در حرکت به سوی سعادت می شود. بنابراین هر چند مالت حلال باشد که کار بسیار سختی است، باز زیاد از نیاز خرج کردن وزر و وبال است و این قضیه صبح قیامت مشخص خواهد شد. به هر حال حدیث را در زیر برای دوستداران محمد(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت او آورده ام که خط گم نشود:

إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ مُحَمَّداً (صلى‏ الله‏ علیه ‏وآله) عَلَماً لِلسَّاعَةِ: خداوند «محمد» (ص) را نشانه قیامت، 

وَ مُبَشِّراً بِالْجَنَّةِ وَ مُنْذِراً بِالْعُقُوبَةِ: بشارت دهنده به بهشت و هشدار دهنده نسبت به عقوبتها و کیفرها قرار داده است، 

خَرَجَ مِنَ الدُّنْیَا خَمِیصاً وَ وَرَدَ الْآخِرَةَ سَلِیماً: او با شکم گرسنه از این جهان رفت و با سلامت روح و ایمان به سراى دیگر وارد شد، 

لَمْ یَضَعْ حَجَراً عَلَى حَجَرٍ حَتَّى مَضَى لِسَبِیلِهِ وَ أَجَابَ دَاعِیَ رَبِّهِ : او تا آن دم که از این دنیا رفت و دعوت حق را اجابت نمود، سنگى روى سنگ نگذاشت. 

فَمَا أَعْظَمَ مِنَّةَ اللَّهِ عِنْدَنَا حِینَ أَنْعَمَ عَلَیْنَا بِهِ سَلَفاً نَتَّبِعُهُ وَ قَائِداً نَطَأُ عَقِبَهُ: چه منت بزرگى خدا بر ما گذاشته که چنین پیشوا و رهبرى به ما عنایت کرده تا راه او را بپوئیم!

وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا: به خدا سوگند آن قدر این پیراهن خود را وصله زدم که از وصله کننده آن شرم دارم، 

وَ لَقَدْ قَالَ لِی قَائِلٌ أَ لَا تَنْبِذُهَا عَنْکَ: کسى به من گفت: چرا این لباس کهنه را بیرون نمى‏ اندازى؟ 

فَقُلْتُ: اغْرُبْ عَنِّی: گفتم: از من دور شو؛ 

فَعِنْدَ الصَّبَاحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى: «صبحگاهان رهروان شب ستایش مى‏ شوند»

 قسمتی از خطبه 160 نهج البلاغه

۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۰۷:۲۹
محسن توکلی

به نام خدا

در کتاب شریف کافی از وجود نازنین امام صادق (علیه السلام) نقل شده که روزی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یاد کردند و بعد از قول امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند:

مَا بَرَأَ اللَّهُ نَسَمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)

خدا هیچ انسانی را بهتر از محمّد (صلی الله علیه و آله) خلق نکرده است.

(الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص: 440)

۲ نظر ۰۸ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۲۱
محسن توکلی
به نام خدا

    محمد بن یقوب کلینی در کتاب شریف الکافی(ج4، ص589) که یکی از کتب معتبر روایی شیعه است، روایتی را در مورد زیارت روزانه امام حسین علیه السلام آورده که از سوی بزرگان پذیرفته شده و شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح الجنان آن را نقل کرده است. در این روایت حنّان از پدرش سَدیر نقل کرده که نزد امام صادق(علیه السلام) بودم، ایشان در مورد زیارت حسین(علیه السلام) به من تذکر دادند و فرمودند: مگر نمی دانی خدای عزیز و جلیل دو میلیون فرشته ژولیده موی غبار آلود دارد که همیشه او را گریان زیارت می کنند؟! این روایت، اهمیت زیارت حضرت حسین(ع) را نشان می دهد که امیدوارم در وجود ما اثر کند. ضمنا در این روایت فرشتگان مانند ما جسم دارند، گریان و مو پریشان می شوند و همانطور که در سوره فاطر آمده دارای بال هستند بنابراین آن طور که این روایت و روایات دیگر نشان می دهد، فرشتگان، اجسام نورانی لطیفی هستند که نیاز به خوردن و آشامیدن و ازدواج ندارند. این روایت را به مناسبت اربعین حسینی برای خودم و شما ترجمه کرده ام:
-  یَا سَدِیرُ! تَزُورُ قَبْرَ الْحُسَیْنِ (ع) فِی کُلِّ یَوْمٍ؟      - ای سدیر! قبر حسین(ع) را هر روز زیارت می کنی؟
- جُعِلْتُ فِدَاکَ؛ لَا.                                        - فدایت شوم؛ نه.
- فَمَا أَجْفَاکُمْ!                                             - چقدر شما جفاکارید!
- فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ جُمْعَةٍ؟                               - هر جمعه که او را زیارت می کنید؟!
- لَا.                                                         – خیر.
- فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ شَهْرٍ.                                 – هر ماه که او را زیارت می کنید؟!
 - لَا.                                                        – خیر.
- فَتَزُورُونَهُ فِی کُلِّ سَنَةٍ؟                                 - هر سال که دیگر او را زیارت می کنید؟!
 - قَدْ یَکُونُ ذَلِکَ.                                           – گاهی چنین است.
 - یَا سَدِیرُ، مَا أَجْفَاکُمْ‏ لِلْحُسَیْنِ‏ (ع)! أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْفَیْ أَلْفِ مَلَکٍ شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَ وَ یَزُورُونَ لَا یَفْتُرُونَ؟ وَ مَا عَلَیْکَ یَا سَدِیرُ أَنْ تَزُورَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ (ع) فِی کُلِّ جُمْعَةٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مَرَّةً؟
- ای سدیر، چقدر شما به حسین(ع) جفا می کنید؟! آیا نمی دانی که خدای عزیز و جلیل دو میلیون فرشته ژولیده موی غبار آلود دارد که همیشه گریان [او را] زیارت می کنند؟ چه شده ای سدیر که قبر حسین(ع) را هر جمعه پنج بار و هر روز یکبار زیارت نمی کنی؟
- جُعِلْتُ فِدَاکَ؛ إِنَّ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فَرَاسِخَ کَثِیرَةً!          - فدایت شوم؛ بین ما و او فرسخها راه است.
- اصْعَدْ فَوْقَ سَطْحِکَ، ثُمَّ تَلْتَفِتُ یَمْنَةً وَ یَسْرَةً، ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَکَ إِلَى السَّمَاءِ، ثُمَّ انْحُ نَحْوَ الْقَبْرِ وَ تَقُولُ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ. السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ؛ تُکْتَبُ لَکَ زَوْرَةٌ، وَالزَّوْرَةُ حَجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ.
- به پشت بامت برو، سپس به راست و چپ نظری می اندازی، سپس سرت را به آسمان بلند می کنی، سپس به سمت قبر اشاره کن و بگو: سلام بر تو ای ابا عبد الله. سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد؛ برای تو زیارتی نوشته می شود و این زیارت مانند به جا آوردن یک حج و یک عمره است.
قَالَ سَدِیرٌ: فَرُبَّمَا فَعَلْتُ فِی الشَّهْرِ أَکْثَرَ مِنْ عِشْرِینَ مَرَّةً.
سدیر گفت: [بعد از این] چه بسا بیش از بیست بار در ماه این کار را انجام می دادم.

۳ نظر ۲۱ آذر ۹۳ ، ۱۳:۳۹
محسن توکلی

به نام خدای مهربان

یکی از کتبی که از قرن پنجم هجری برای ما باقی مانده، کتاب مفید "کنز الفوائد " است که دارای موضوعات گوناگونی همچون فقه، فلسفه، کلام، اخلاق و تاریخ است. این کتاب از آن زمان تا کنون مورد اطمینان و استفاده بزرگان شیعه بوده است. نویسنده این کتاب محمد بن علی کراجکی طرابلسی(م449 ق) شاگرد بزرگانی همچون شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی و خود از بزرگان شیعه بوده است. او در علوم گوناگونی همچون فقه، حدیث، ادبیات، ستاره شناسی و اعتقادات متبحر بوده و دارای 80 کتاب است. در این کتاب، حدیثی از وجود نازنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که ایشان 30 حق را بر می شمرند که مسلمانان دو به دو به عنوان برادر بر گردن هم دارند. این حدیث را همراه با ترجمه برای خودم و شما  قرار دادم. 

حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الصَّیْرَفِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو بَکْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْجِعَابِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْعَلَوِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏:

 لِلْمُسْلِمِ عَلَى أَخِیهِ ثَلَاثُونَ حَقّاً لَا بَرَاءَةَ لَهُ إِلَّا الْأَدَاءُ أَوِ الْعَفْوُ: مسلمون به گردن برادرش سی حق داره که یا باید ببخشه یا ادا کنه؛ 

یَغْفِرُ زَلَّتَهُ‏ : لغزشش رو ببخشه.

وَ یَرْحَمُ عَبْرَتَهُ : غمخوارش باشه.

وَ یَسْتُرُ عَوْرَتَهُ : رازش رو مخفی کنه.

وَ یُقِیلُ عَثْرَتَهُ وَ یَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ : از گناهش چشم پوشی کنه و معذرتخواهیش رو قبول کنه.

وَ یَرُدُّ غِیبَتَهُ : غیبت کردن ازش رو بر نتابه.

وَ یُدِیمُ نَصِیحَتَهُ : همواره براش خیرخواهی کنه.

وَ یَحْفَظُ خُلَّتَهُ: دوستی باهاش رو حفظ کنه.

وَ یَرْعَى ذِمَّتَهُ:  بر سر عهدش با اون بمونه.

وَ یَعُودُ مَرْضَتَهُ: وقتی مریض شد به عیادتش بره. 

وَ یَشْهَدُ مَیْتَتَهُ: وقت مردنش حاضر باشه.

وَ یُجِیبُ دَعْوَتَهُ: دعوتش رو بپذیره. 

وَ یَقْبَلُ هَدِیَّتَهُ: هدیه اش رو قبول کنه.

وَ یُکَافِئُ صِلَتَهُ: اگه هدیه بهش داد جبران کنه. 

وَ یَشْکُرُ نِعْمَتَهُ: اگه نعمتی بهش رسوند ازش تشکر کنه. 

وَ یُحْسِنُ نُصْرَتَهُ: به خوبی یاریش کنه.

وَ یَحْفَظُ حَلِیلَتَهُ: ناموسش رو محترم بشمره. 

وَ یَقْضِی حَاجَتَهُ: نیازش رو برآورده کنه. 

وَ یَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ: برای خواسته اش [نزد دیگران] شفاعت کنه. 

وَ یُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ: اگه عطسه کرد بهش یرحمکم الله بگه (به فکر سلامتیش باشه)

وَ یُرْشِدُ ضَالَّتَهُ: کمکش کنه گم شدش را پیدا کنه. 

وَ یَرُدُّ سَلَامَهُ: سلامش رو جواب بده. 

وَ یُطَیِّبُ کَلَامَهُ: با خوبی باهاش حرف بزنه.

وَ یُبِرُّ إِنْعَامَهُ: خوب بهش رسیدگی کنه. 

وَ یُصَدِّقُ إِقْسَامَهُ: قسمش رو راست بدونه. 

وَ یُوَالِی وَلِیَّهُ: با دوستش دوست باشه. 

وَ یُعَادِی عَدُوَّهُ: با دشمنش دشمن باشه. 

وَ یَنْصُرُهُ ظَالِماً وَ مَظْلُوماً فَأَمَّا نُصْرَتُهُ ظَالِماً فَیَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَ أَمَّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَیُعِینُهُ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ: اونو یاری کنه چه مظلوم باشه چه ظالم! اگه ظالمه یه کاری کنه دیگه ظلم نکنه، و اگه مظلومه یه کاری کنه حقش رو بگیره. 

وَ لَا یُسْلِمُهُ وَ لَا یَخْذُلُهُ: اونو رهاش نکنه و خوارش نکنه. 

وَ یُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ: هر خیری برا خودش میخواد برا اونم بخواد. 

وَ یَکْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا یَکْرَهُ لِنَفْسِهِ‏: هر شری را نمیخواد برای اون هم نخواد.

ثُمَّ قَالَ (ع) سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِیهِ شَیْئاً یُطَالِبُهُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیُقْضی لَهُ وَ عَلَیْهِ‏.

سپس فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که می گفت: برخی از شما حق برخی از برادرانشون رو رها می کنن و روز قیامت اون رو مطالبه می کنه و علیه او باهاش حکم میشه.  

(کنز الفوائد، ج‏1، ص: 307)


۱ نظر ۰۸ آذر ۹۳ ، ۱۰:۳۳
محسن توکلی

به نام خدای مهربان

پایگاه اطلاع رسانی دفتر  حضرت آقا (آیت الله خامنه ای) هر هفته یک حدیث اخلاقی را که ایشان شرح می دهند، منتشر می کند.  تاکنون شرح چهل و هشت حدیث گذشته است. بد نیست هر هفته خود را با یک حدیث در مسیر سیر و سلوک الی الله قرار دهیم. برای نمونه یک مورد را در زیر قرار می دهم و برای مابقی به لینک مراجعه کنید.



دریافت
مدت زمان: 5 دقیقه 31 ثانیه 

۰ نظر ۰۱ آذر ۹۳ ، ۱۶:۲۴
محسن توکلی

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَ رَسُولُ اللٌّه (صلّى الله علیه و آله) فی یوم الغدیر:

  «اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَى إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسَالَتِی وَ بِوِلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أبِیطَالِب مِنْ بَعْدِی»


ترجمه فارسی:


رسول اکرم (صلّى الله علیه و آله) در روز غدیر فرمودند:

  «الله‌اکبر بر کامل ‌شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من»


ترجمه انگلیسی:


 :The messenger of Islam (peace be upon him and his family) said in Al-Ghadir day

Allah u Akbar (Allah is the Greatest) for the 'Completion of Religion' and 'Perfection of (Allah's) Blessings' and Allah's Satisfaction of my mission and Ali's Imamate after me


ترجمه فرانسوی:


   Le messager de l'Islam (que la paix soit sur lui et sa famille) a dit dans la journée Al-Ghadir

 Allahu Akbar (Allah est le plus Grand) pour le «Achèvement de la religion» et «Perfection de (Allah) Bénédictions» et la satisfaction d'Allah de ma mission et l'Imamat de Ali après moi

*****

منبع: شواهد التنزیل، ج 1، ص 158 و 157 – مناقب خوارزمی، ص 80.


source: Shavahed AL-Tanzil, V. 1, P. 157&158, Mnagheb Kharazmi, P. 80


۰ نظر ۲۰ مهر ۹۳ ، ۲۰:۰۷
محسن توکلی
به نام خدا

    در شب شهادت صادق آل محمد(علیه السلام)، آن امام زیبای زیبا آفرین، که مصادف با شب جمعه است، دعایی را تقدیم خوانندگان می کنم به این امید که با انس گرفتن با این دعا و عمل به مضامین آن از شیعیان واقعی ائمه(علیهم السلام) باشیم.  این دعا از حضرت مهدی(جانم فدایش) به دست ما رسیده است که کفعمی آن را در "البلد الأمین"(ص350) نقل کرده است. این دعا ضمن اینکه یک دعای خوب برای ماست، به خاطر مضمونی که دارد نشان می دهد که امام زمانِ ما از فرد فرد ما چه انتظاری دارند و برای ما از خدای متعال چه می خواهند. در فرازهای ابتدایی دعا آنچه ما باید همه به دنبالش باشیم آمده است حال در هر منصب و سطحی که باشیم و در فرازهای بعدی وظایفی خاص برای قشرهای خاص جامعه آمده است.
اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالْهُدَى وَ الِاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السَّرِقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ
خدایا! به ما توفیق بده تو را اطاعت کنیم و از نافرمانی تو دور باشیم، اینکه نیت راست داشته باشیم و حرام را بشناسیم، راه درست و پایداری در آن را به ما کرامت کن، و زبان ما را فقط به سخنهای درست و سنجیده وادار، و دلهای ما را با دانش و شناخت پرکن، و شکمهایمان را از مال حرام و شبهه ناک پاک کن، و دستهایمان را از ستم کردن و دزدی باز دار، و دیده هایمان را بر گناه و خیانت ببند و گوشهایمان را از شنیدن حرف بیهوده و غیبت در امان دار. 
وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ     و به دانشمندان ما پارسایی و خیرخواهی عنایت کن،
وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجَهْدِ وَ الرَّغْبَةِ     و به دانشجویان ما تلاش و رغبت عنایت کن،
وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ  وبه شنوندگان پیروی و پندگیری عنایت کن،
وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ  و به بیماران مسلمانان شفا و راحتی عنایت کن،
وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ  و بر مردگانشان مهربانی و رحمت بفرست،
وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَةِ و به پیرانمان وقار و آرامش عنایت کن،
وَ عَلَى‏ الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ  و به جوانان توبه و بازگشت به خودت را عنایت کن،
وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ  و به زنان حیا و پاکدامنی عنایت کن،
وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ  و به ثروتمندان فروتنی و بخشندگی عنایت کن،
وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ  و به نیازمندان صبر و قناعت عنایت کن،
وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ  و به رزمندگان یاری و پیروزی عنایت کن،
وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلَاصِ وَ الرَّاحَةِ  و به اسیران رهایی و راحتی عنایت کن،
وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ  و به مسئولان عدالت و دلسوزی عنایت کن،
وَ عَلَى‏ الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ  و به مردم انصاف داشتن و خوشرفتاری عنایت کن،
وَ بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ

و به مال و بهره حاجیان و زائران برکت ده و آنچه از حج و عمره بر آنان واجب کردی بر آورده ساز

بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین به فضل و مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.

۱ نظر ۳۱ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۲
محسن توکلی