<>

عبد منیب

عبد منیب

سلام
محسن توکلی دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم.
این وبلاگ به منظور خدمتی به اهل ایمان و عمل و در راستای نشر معارف بلند اسلام عزیز منتشر شده است. مطالب را با موضوعاتی که در پایین این صفحه مشخص شده آورده ام و قصدم این است که از انتشار مطالبی که خود فهم نکرده ام و همچنین مطالب سایر نویسندگان حتی الامکان خودداری کنم و در واقع به نوبه خود به تولید اثر بپردازم و در صورت نقل مطلب از جایی، مأخذ را ذکر کنم. لطفا مرا از نظرات خویش بهره مند سازید.

آخرین نظرات

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

به نام خدا

    در زمانه ای که چشم خیلی از ماها را زر و زور فرهنگ غرب گرفته، خوب است آیه زیر را متذکر شویم: 

لَا یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُواْ فىِ الْبِلَادِ، مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ  وَ بِئْسَ المِْهَادُ (آل عمران/196 و 197)

ترجمه: مبادا جنب و جوش‏ کافران در شهرها تو را بفریبد. بهره اندکی است، سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد جایگاهی است. 

  این آیه زمانی در مدینه نازل شد که بسیارى از مشرکان مکه تجارت‏ پیشه بودند، و از این راه ثروت قابل ملاحظه‏ اى به دست مى ‏آوردند و در ناز و نعمت به سر می بردند، و نیز یهودیان مدینه در تجارت مهارت داشتند و از سفرهاى تجارى خود غالبا با دست پر باز می گشتند، در حالى که مسلمانان در آن زمان به خاطر شرائط خاص زندگى و از جمله مسئله مهاجرت از مکه به مدینه و محاصره اقتصادى از ناحیه دشمنان نیرومند، از نظر وضع مادى بسیار در زحمت بودند، و به سختی زندگى می کردند، مقایسه این دو حالت این سؤال را براى بعضى طرح کرده بود که چرا افراد بى ایمان این چنین در ناز و نعمتند، اما افراد با ایمان در رنج و عذاب و فقر و پریشانى زندگى می کنند؟ آیه فوق نازل شد و به این سؤال پاسخ گفت.

   شاید امروز نیز این سوال برای ما پیدا شود، اما اگر  بدانیم که زندگی انسان محدود به این دنیا نیست و انسان برای ابدیت آفریده شده و روزی طومار این جهان درهم پیچیده می شود، این دنیای محدود در نظرمان کوچک و کوچکتر خواهد شد و آخرت ابدی در نظرمان بزرگ و بزرگتر شده و آن گاه به خود  می بالیم که امت محمدیم و پیرو نسخه کامل دین خدا، دینی که اگر قدر خود را بدانیم و در سایه آن استعدادهای خود را شکوفا کنیم بهترین وضع را در دنیا و آخرت داریم. خوب است به چنین روایاتی نیز توجه کنیم که نشان می دهد مومن لحظه لحظه اش سود و رشد است و کافر لحظه لحظه اش خسران. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که یک انسان مومن اگر از کنار میوه فروشی عبور کند و دلش میوه ای را بخواهد و پول خرید نداشته باشد حتی به خاطر همین اندازه سختی هم پاداش می گیرد.

۲ نظر ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۰۶
محسن توکلی

به نام خدا

     در خطبه هشتادم نهج البلاغه از زبان امیر المومنین (علیه السلام) به این مضمون نقل شده که زنان در ایمان و بهره اقتصادی و عقل نقص دارند چون آنها در ایام عادت ماهانه نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند و شهادت دو زن مانند شهادت یک مرد است و ارث زنان نیز نصف ارث مردان است. 

شخصی به نام مرتضی در مورد این حدیث جواب خواسته. هر چند این مرتضای تقلبی، معاند است و قصد دارد به قول خودش ضربه ای به پیکره نهج البلاغه و از این طریق به شیعه و مدعیاتش بزند؟! و آب به آسیاب دشمن بریزد اما بالاخره سوال کرده و قرآن می فرماید "وأما السائل فلاتنهر". از طرف دیگر برای هر کسی که این خطبه را شنیده باشد سوال بوجود می آید که این کلام چگونه از زبان امیر المومنین علی (علیه السلام) جاری شده، کسی که قرآن ناطق است و نشان آن، کلام زیبا و شیوای او در نهج البلاغه است. کسی که سرچشمه جکمت و دانش است، چگونه گفته که زنان چنین و چنانند؟! مگر فاطمه، دختر رسول خدا (علیهما السلام)، همسر او نبود و فاطمه بنت اسد(علیها سلام) مادرش و زینب (سلام الله علیها) دخترش؟! مگر او نیست که در نامه 31 نهج البلاغه می فرماید: زن گل است نه خدمتکار؟!  

این سؤال را یکی از دانشجویان دختر نیز چند وقت پیش در دانشگاه آزاد از بنده کرد و گفت دوست من میگه به خاطر خطبه هشتاد دیگه نهج البلاغه ای را که خیلی هم دوست داشتم نمی خوانم. من آنجا به ایشان و سایر دوستانشان نکته ای کلی در پاسخ این سوال گفتم و آن اینکه همانطور که قرآن شأن نزول و محکم و متشابه دارد، احادیث اهل بیت (علیهم السلام) نیز چنینند. و بعد در مورد "محکم و متشابه" و "شأن نزول" که البته در مورد احادیث تعبیر به "مورد صدور" می کنند، توضیحاتی دادم. اما در اینجا مطلب را جور دیگری و آسان تر برای همه دوستداران امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می گویم:

در مورد خطبه هشتادم نهج البلاغه بحث زیاد شده و برخی این خطبه را از امیر المؤمنین(ع) نداسته اند. یادم است یکی از اساتید ادبیات عرب می فرمودند که من این خطبه را در کتاب "البیان والتبیین" جاحظ (از ادبای قرن دوم و سوم هجری) یافتم و این خطبه از حضرت علی(ع) نیست.

اما به نظر بنده بهتر است به تشخیص سید رضی(ره)، جمع آورنده نهج البلاغه، که خود ادیب و اسلام شناس بزرگی بوده اعتماد کنیم و بگوییم که اتفاقا این خطبه از امیر مؤمنان(ع) است با این توضیح که همان طور که خدای متعال از گفتن حق حیا نمی کند(آیه 25 سوره مبارکه بقره) امیر مومنان نیز چنینند و اصلا خدای متعال به همین خاطر این خاندان را پیشوا و امام قرار داده است. آنان به جای آنکه همانند برخی از مصلحان دروغین اجتماعی وقتی جلوی زنان قرار گرفتند مجیزگویی زنان را بکنند و آنقدر ببافند که زن را در رسیدن به کمالات بالاتر از مرد بدانند و در جلسات خصوصیشان با مردان، زنان را پایین تر از مردان و در کنار آب و غذا معرفی کنند، این بزرگواران حقایق را دیده و بیان کرده اند. دراینجا چیزی که هست این است که زن عادت ماهانه دارد و در این دوران از نماز و روزه باز می ماند. زن مسلما غلیان احساساتش از مرد بیشتر است و لذا شهادت دو زن در جایی که امکانش باشد لازم است. هر دو مورد می تواند سبب نقص زن شود. اگر زن خود را از عبادات خاص همچون قرائت قرآن و جلسات ذکر و دعا و همچنین از عبادات عام مثل انجام دادن هر عملی که رضای خدا در آن است به قصد تقرب الهی مثل تربیت فرزند، خانه داری، شوهر داری، وظایف اجتماعی و ... دور کند ایمانش ضعیف خواهد شد و همچنین اگر زن تنها بر احساسات خود سوار شود، از علم آموزی خود را دور کند، اندیشیدن را تمرین نکند و احساسات خود را در جای خود به کار نگیرد و به جای کسب کمالات، تنها و تنها به جمال خود توجه داشته باشد عقل او نقصان می یابد. در مورد مسائل اقتصادی نیز به جای نیمی از ارث، خدای متعال مهر و نفقه را برای او قرار داده که اگر زن این دو مورد را هدر دهد در بهره اقتصادی نیز ناقص می شود. پس این حدیث بیش از اینکه به کار مردان بیاید به کار زنان می آید و باید آن را قدر بدانند و مواظب خود باشند و نعمت ولایت را شاکر باشند که حق را بیان می کند و ما را از غفلت بیرون می برد. زن و مرد مشترکات بسیاری دارند و طبعا هر دو نقطه ضعفهای مشترک هم دارند که باید خود را تحت تربیت الهی قرار دهند و خود را رشید و بالنده کنند و به سعادت برسند. مسلما وقتی قرآن می گوید انسان کفور(ناسپاس)، ظلوم(ستمگر)، هلوع(کم ظرفیت)، عجول، یئوس(زودرنج) و قتور(بخیل) است زن و مرد هر دو را شامل می شود که منظور زن و مرد تربیت نشده است. به قول استاد مطهری(ره) انسان بالفعل انسان خلق نمی شود بلکه باید انسانیت خود را کسب کند. و از آنجا که زن و مرد تفاوتهایی هم دارند بنابراین نقطه ضعفهای متفاوتی هم دارند. مردها جور دیگری ایمان و عقل و اقتصادشان نقص می گیرد. مرد بد اخلاق، متکبر و بی تدبیر، هم ایمانش نقص دارد و هم عقل و اقتصادش که چون حدیث در مقام بیان آن نبوده در اینجا ذکر نشده و در روایات دیگر ذکر شده است. در واقع در این روایت که بعد از جنگ جمل واقع شده، حضرت نگاهی به زنانی که جاهلیتِ مردان آنها را از حقوقشان از جمله علم و اندیشه و ثروت باز داشته انداخته اند و وصف زنانی را کرده اند که نتوانسته اند همچون فاطمه (سلام الله علیها) و برخی دیگر از زنان عقل و ایمان خود را بالنده کنند. 


۹ نظر ۰۲ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۱۱
محسن توکلی