<>

عبد منیب

عبد منیب

سلام
محسن توکلی دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم.
این وبلاگ به منظور خدمتی به اهل ایمان و عمل و در راستای نشر معارف بلند اسلام عزیز منتشر شده است. مطالب را با موضوعاتی که در پایین این صفحه مشخص شده آورده ام و قصدم این است که از انتشار مطالبی که خود فهم نکرده ام و همچنین مطالب سایر نویسندگان حتی الامکان خودداری کنم و در واقع به نوبه خود به تولید اثر بپردازم و در صورت نقل مطلب از جایی، مأخذ را ذکر کنم. لطفا مرا از نظرات خویش بهره مند سازید.

آخرین نظرات

استخاره با قرآن کریم یک گنج پنهان

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۵۷ ق.ظ

به نام خدا

چند روز پیش پیامکی عجیب برای بنده آمد: من یکی از عشایر لرستان هستم؛ دنبال گوسفندها بودم و حدود دو هزار سکه با دو مجسمه پیدا کردم و با استخاره به قرآن کریم شماره شما آمد. اوز (عوض) برادر این سکه ها را برای من بفروش نسم(نصف) من نسم(نصف) شما. به خدا و عزیز زهرا دارم راست میگم....

به او پیامک دادم: متوجه نشدم؛ چه کار باید برای شما بکنم....

زنگ زد و با لهجه لری گفت: برادر مو دنبال گوسفندا بودُمه ......

گفتم: آخه من معلم قرآنم. تو این کارها نیستم که، اگه میخوای با کسی مشورت کنم و اگه کسی بتونه برات کاری بکنه بهت معرفی کنم.   گفت: باشه.

تلفن که قطع شد بهتر دیدم که اول با قرآن عزیزم استخاره کنم. این آیه اومد: روزی که چشمهایشان را به زیر انداخته اند و همچون ملخ های پراکنده از قبرها خارج می شوند و به سوی دعوت کننده خود گردن می کشند و کافران می گویند: این روز سختی است.(القمر/7 و 8)

آیه قبلش را که در صفحه قبل بود نگاه کردم: از آنها رو بگردان روزی که دعوت کننده به سوی امر وحشتناکی دعوت می کند.

کاملا ملتفت آیه نشدم و گفتم: خب من نباید این کار را بکنم. استخاره گرفتم که این کار را به کسی بسپارم یا نه؟ آیه آمد: فرشتگان را می بینی که اطراف عرش حلقه زده اند....(الزمر/75)

- استخاره خوبه.

به شخص مورد نظر که میدونستم میتونه این کار را بکنه تلفنی خبر دادم و......

تلفن زنگ زد: فلانی! این قضیه دروغه. داشتم با تو صحبت می کردم، کنار دستیم فهمید. بعد از تلفن تو گفت: پارسال همچین پیامکی برای همسایه ما اومد. چند نفر شدند و رفتند اونجا. یک سکه طلا بهشون داده بود و گفته بود برید اصفهان قیمت کنید. من دوهزار تا از اینها دارم. نصف پول را بیارید و همه رو ببرید. سکه راستکی بود. به زور ده میلیون پل جور کرده بودند و اونجا رفته بودند. یک دفعه مثل مور و ملخ دورشون رو گرفته بودند و پولهاشون رو با ماشینشون گرفته بودند و تو بیابون رهاشون کرده بودند. تازه شانس آوردند زنده موندند ....... آیات قرآن در وجودم مثل خون می رفت و میومد:

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ  یَوْمَ یَدْعُ الدَّاعِ إِلىَ‏ شىَ‏ْءٍ نُّکُرٍ، خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ، یخرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ کَأَنّهمْ جَرَادٌ مُنتَشِرٌ، مُّهْطِعِینَ إِلىَ الدَّاعِ،  یَقُولُ الْکَافِرُونَ هَذَا یَوْمٌ عَسِرٌ(القمر/8-6)

به صاحب استخاره ی دروغی پیامک دادم. تو که اهل استخاره ای!!! استخاره من این اومد.... دیدی چطور قرآن منو از افتادن در مهلکه نجات داد؟! حالا نیمخوای به این کتاب آسمونی ایمان بیاری و دست از کارت برداری؟!

فردا بهش زنگ زدم.... دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد...   

نظرات  (۱)

سلام ،برای منم یک بار از این پیامک ها اومد ولی من اصلا جواب ندادم ! ولی عملکرد شما هم خدارو شکر بسیار سنجیده بوده. قطعا خداوند وقتی که خودش میگه *ولله خیرحافظ و هو ارحم الراحمین * بهترین محافظ برای بنده اشه، به خصوص شما که آگاه به آیات کتاب نورانی خدا هستید.

در پناه حق
یا علی
پاسخ:
سلام بر شما
ومن الله التوفیق.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">