<>

عبد منیب

عبد منیب

سلام
محسن توکلی دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم.
این وبلاگ به منظور خدمتی به اهل ایمان و عمل و در راستای نشر معارف بلند اسلام عزیز منتشر شده است. مطالب را با موضوعاتی که در پایین این صفحه مشخص شده آورده ام و قصدم این است که از انتشار مطالبی که خود فهم نکرده ام و همچنین مطالب سایر نویسندگان حتی الامکان خودداری کنم و در واقع به نوبه خود به تولید اثر بپردازم و در صورت نقل مطلب از جایی، مأخذ را ذکر کنم. لطفا مرا از نظرات خویش بهره مند سازید.

آخرین نظرات

بازی برد برد

يكشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۳۳ ب.ظ

بالاخره یک نفر به سیاست "برد- برد" اعتراض کرد!
حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه در مراسم سالروز قیام 15 خرداد در قم در بخشی از سخنان خود به انتقاد از برخی سیاست های دولت پرداخت و به گزارش ایسنا در بخشی از سخنان خود گفت:
«در مسئله مذاکره مسائل باید روشن مطرح شود مگر می‌شود در این عرصه هم ما «برد» کنیم و هم آمریکا؟ »
اولین بار که سیاست "برد – برد" را از زبان رئیس جمهور و مسئولان وزارت امور خارجه شنیدم گمان می کردم منظور این است که ما هر کار کنیم برد باشد؛ یعنی هر دو "برد" برای ما باشد؛ یعنی یک چیزی مثل "إحدی الحسنیین"(یکی از دو چیز نیکو) که قرآن در مورد جهادگران مطرح می کند که یا پیروز می شوند و یک برد حاصل می کنند یا شهید می شوند که خود یک برد است. اما در کمال ناباوری دیدم که منظور از این "برد برد" این است که هم ما برد کنیم و هم دشمن. از آن موقع تا حالا هر وقت به این مسئله فکر کرده ام و در آیات و روایاتی که در ذهن داشتم جستجو کردم، نتوانستم منطق صحیح و درستی در مورد این سیاست پیدا کنم و برایم عجیب بود که چرا از سوی دلسوزان عرصه فرهنگی و سیاسی اعتراضی به این موضوع نمی شود. تا اینکه در خبرها دیدم که اخیرا دادستان کل کشور به این موضوع اعتراض نموده است. بر مبنای منطق قرآن نمی توان برای دشمن خدا آرزوی برد داشت چه برسد که این قضیه به قول سخنگوی قوه قضائیه امکان پذیر هم نباشد. حتی طلب آمرزش و بخشش نیز برای چنین کسی نمی توان کرد. چرا که در قرآن کریم با اینکه حضرت ابراهیم(علیه السلام)، آن بزرگ مرد تاریخ بشر، به عنوان اسوه و الگو معرفی شده است، اما خدای متعال صحنه ای از زندگی وی را بلافاصله استثنا کرده تا حتی ذره ای گرد نیز بر حقایق اصیل قرآن ننشیند. در آیه 4 سوره ممتحنه آمده است:
«قَدْ کاَنَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُواْ لِقَوْمهِ إِنَّا بُرَءَ ؤُاْ مِنکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکم وَ بَدَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتىَ‏ تُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ مَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن شىءٍ  رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکلَّنَا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیر»
ترجمه: براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و کسانى که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا مى‏پرستید بیزاریم. ما نسبت به شما کافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنى همیشگى آشکار شده است تا آن زمان که به خداى یگانه ایمان بیاورید! جز آن سخن ابراهیم که به عمویش آزر گفت (و وعده داد) که براى تو آمرزش طلب مى‏کنم، و در عین حال در برابر خداوند براى تو مالک چیزى نیستم (و اختیارى ندارم). پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوى تو بازگشتیم، و همه فرجام ها به سوى تو است!
در آیه 114 سوره توبه این قضیه روشن تر شده است:
«وَ مَا کاَنَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلَّا عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَینَ‏ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِّلَّهِ تَبرَّأَ مِنْهُ  إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَأَوَّاهٌ حَلِیمٌ»
ترجمه: و استغفار ابراهیم براى عمویش آزر، فقط بخاطر وعده‏اى بود که به او داده بود (تا وى را بسوى ایمان جذب کند) امّا هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست، از او بیزارى جست. به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود!


نظرات  (۶)

۱۸ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۱ مهربان دلدارم
هر چه به دشمن بیشتر رو بدهند پر رو تر از گذشته میشود
بازم رییس جمهور قبلی انصافا در زمینه سیاست خارجه و نحوه سخنرانیهاشون در محامع بین المللی خیلی درست عمل میکردند(کاری به زمینه های اقتصادی ندارم)
۱۸ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۲۷ مرتضی شایان
oh my god
هم ما برد کنیم هم آمریکا!!!!!!! قطعا نمیشود.
برد زمانی بدست می آید که 8 سال بازیمان بدهند فقط برای تعیین مکان مذاکره(بغداد 1 و 2 ، استامبول 1 و 2 ، مسکو و..... آدم یاد فیلم های چند اپیزودی می افتد)
اصلا رک بگویم برد زمانی است که همه خر ما شوند و به ما سواری دهند.
آیا اینگونه مذاکره کردن با بچه 2 ساله جواب می دهد؟؟؟؟؟؟ 
۰۶ تیر ۹۳ ، ۰۷:۲۲ آ سد علی اقا
نخییییر مذاکرات ظریفانه آقا جواده که برای همه سنین اعم از 2ساله تا 40ساله و80ساله جواب میده.کدوم رقیببیه که از گل به خودی رقیب خودش بدش بیاد؟! برد برد همهست هم تیم مذاکره کننده ما -بر فرض مذکور- برده که تونسته گل بزنه (هر چند تو دروازه خودمون! بالاخره گل گله دیگه؛ آمریکام کشور برادر!) هم تیم مذاکره کننده مقابل برنده شده.
ایول ایول حاج حسن مجکریم...

اینم:
معنای واقعی طنز خنده دار اما تلخ...
قسمت 41تا 43 رو ببینید روده بر میشید... البته ادمای با وجدان اولش شاید بخندن ولی بعد به شدت متاسف میشن
۰۶ تیر ۹۳ ، ۰۷:۳۱ آ سد علی آقا
مهربان دلدار! احمدی نزاد باید بگه المشائی قد انزلنی ثم انزلنی ثم انزلنی حتی یقولون فلان و احمدی نزاد
ای اقا اصلا اینا قابل قیاس نیستن با همه اشتباهاتش! بعلاوه احمدی نزاد توی دوره 4ساله اولش بهترین دولت از ابتدای جمهوری اسلامی رو رقم زد این شعار نیست حقیقتیه که براحتی قابل اثباته منتها نه اینجا جاش هست و نه من حالشو دارم....
---------------------------------------------------------------------

نکته: ما با اشخاص کار نداریم هدف از نام بردن اشخاص به ذهن اوردن یک گفتمان خاصه دولت نهم دولتی بود با گفتمان انقلابی بمعنای واقعی دولت جبهه پایداری دولت احمدی نژاد واقعی! دولت دهم دولتی بود با گفتمان مشائیسم که البته هنوز بارقه ای از تفکر احمدی نزادی در اون بود اون دولت عیار احمدی نزاد هر روز از خلوص افتاد! دولت هفت و هشت دولت گفتمان لیبرال ها و غرب زده ها و احیانا در مواردی قدرت طلب ها بود و دولت قبل از آن هم با شدت کمتری دولت لیبرالها و سرمایه داران تقریبا شبیه این دولت فعلی.
اینطور بنظر من میرسه. پس اعتقاد و عمل و جایگاه اشخاص برای خودشون و خدای خودشون اگاهتره بحث بحث تفکر و گفتمانه ما حزب زده نیستیم جو گیر هم نیستیم با اشخاص هم نه عقد اخوت داریم و نه پدرکشتگی... اعرف الحق تکن اهله
پاسخ:

سلام آسد علی آقا؛ دو تا جمله تخصصی علمایی نوشتی فکر نکنم هر کسی بفهمه: المشائی قد انزلنی .... و جمله اعرف الحق تکن اهله

ترجمه اولی اینه که مشایی این قدر منو پایین آورد که مردم منو با فلانی مقایسه می کنند.

ترجمه دومی اینه که حق را بشناس تا اهلش را بشناسی.

هموطن عزیز که با عنوان آسد علی آقا نظر گذاشتین میشه بگین دقیقا چه چیزی برداشت کردین از یادداشت من؟

یک قصیده هستش از سنایی غزنوی حیفم امد ذکرش نکنم گفتم باهم بخونیم بهتره(قسمتی از اون رو گذاشتم):

اندرین زندان برین دندان زنان سگ صفت          روزکی چند ای ستمکش!صبر کن دندان فشار
تا ببینی موری آن خس را که می خوانی امیر    تا ببینی گرگی آن سگ را که می خوانی عیار

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">